|
|
|
|
|
سوال امتحان؟ چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند یک هفته قبل از امتحان پایان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر دیگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند. اما وقتی به شهر خود برگشتند متوجه شدند که در مورد تاریخ امتحان اشتباه کرده اند و به جای سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراین تصمیم گرفتند استاد خود را پیدا کنند و علت جا ماندن از امتحان را برای او توضیح دهند. آن ها به استاد گفتند: « ما به شهر دیگری رفته بودیم که در راه برگشت لاستیک خودرومان پنچر شد و از آن جایی که زاپاس نداشتیم تا مدت زمان طولانی نتوانستیم کسی را گیر بیاوریم و از او کمک بگیریم، به همین دلیل دوشنبه دیر وقت به خانه رسیدیم.».....استاد فکری کرد و پذیرفت که آن ها روز بعد بیایند و امتحان بدهند. چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آن ها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر یک ورقه امتحانی را داد و از آن ها خواست که شروع کنند.....آن ها به اولین مسأله نگاه کردند که 5 نمره داشت. سوال خیلی آسان بود و به راحتی به آن پاسخ دادند.....سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتیازی پشت ورقه پاسخ بدهند که سوال این بود: « کدام لاستیک پنچر شده بود؟» |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 16:49 توسط محمدرضا
|
|
||
|
|
|
|
|
عشق به ...؟ از همون لحظه اول كه با پدر و مادرم وارد سالن مهماني شدم چشمم بهش افتاد و شور هيجاني توي دلم به پا كرد. طول سالن را طي كردم و روي يك صندلي نشسته دوباره نگاهش كردم درست روبروي من بود اين بار يك چشمك بهش زدم و لبخند زدم و يواشكي به اطرافم نگاه كردم تا كسي منو نديده باشد كسي متوجه من نبود. خودم را بي تفاوت مشغول حرف زدن كردم ولي چند لحظه بعد بي اختيار چشمم را بهش انداختم و بهش نگاه كردم چه جذاب و زيبا و با نفوذ بود. دوباره او چشمك زد بيشتر هيجان زده شدم. به خودم گفتم كه از فكرش بيايم بيرون باز هم مشغول گوش دادن به حرف هاي بقيه بودم ولي حواسم به آن طرف سالن بود. مي خواستم برم پيشش ولي خجالت مي كشيدم جلوى والدين و صاحب خانه. حتماً اگر جلو و پيشش مى رفتم با خودشون مى گفتن عجب پسر پررويي! توي دوراهي عجيبي مانده بودم. ديگه طاقتم تمام شده بود. دل به دريا زدم و گفتم هر چه باداباد بلند شدم و با لبخند به طرفش نگاه كردم وقتي بهش رسيدم با جرات تمام دستم رو به طرفش دراز كردم؟ برش داشتم و گذاشتمش توي دهنم، به به! عجب شيريني خامه اي خوشمزه اي بود! |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 16:28 توسط محمدرضا
|
|
||
|
|
|
|
|
در این دنیای عجیب و غریب از دیدن خیلی از چیزها انسان هاج و واج می ماند و دچار شگفتی میشود و این در حالیست كه نمیشود خیلی از چیزها رو باور نكرد ! آیا میدانستید كه یك سوسك حمام میتواند 9 روز بدون سر زندگی كند تا اینكه از گرسنگی بمیرد آیا میدانستید كه یك كوروكودیل نمیتواند زبانش را بیرون بیاورد آیا میدانستید كه حلزون میتواند 3 سال بخوابد آیا میدانستید كه به طور میانگین مردم از عنكبوت بیشتر میترسند تا از مرگ متن كامل در ادامه مطلب ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 19:23 توسط محمدرضا
|
|
||
|
|
|
|
|
دانلود آلبوم بسیار زیبای یک شاخه نیلوفر با صدای محسن چاوشی |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 19:1 توسط محمدرضا
|
|
||
|
|
|
|
|
اگر میخواهید فالتان را هر روز ببینید اینجا را کلیک کنید. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 18:52 توسط محمدرضا
|
|
||
|
|
|
|
|
سیرک یادم می آید وقتی که نوجوان بودم، یک شب با پدرم در صف خرید بلیط سیرک ایستاده بودیم. جلوی ما یک خانواده پرجمعیت ایستاده بودند. به نظر می رسید پول زیادی نداشتند. شش بچه که همگی زیر دوازده سال بودند، لباس های کهنه ولی در عین حال تمیـز پوشیده بودنـد. بچه ها همگی باادب بودند. دوتا دوتا پشت پدر و مادرشان، دست همدیگر را گرفته بودند و با هیجان در مورد برنامه ها و شعبده بازی هایی که قرار بود ببینند، صحبت می کردند. مادر بازوی شوهرش را گرفته بود و با عشق به او لبخند می زد. وقتی به باجه بلیط فروشی رسیدند، متصدی باجه از پدر خانواده پرسید: «چند عدد بلیط می خواهید؟» پدر جواب داد: «لطفاً شش بلیط برای بچه ها و دو بلیط برای بزرگسالان.» متصدی باجه، قیمت بلیط ها را گفت. پدر به باجه نزدیک تر شد و به آرامی پرسید: «ببخشید، گفتید چه قدر؟» متصدی باجه دوباره قیمت بلیط ها را تکرار کرد. پدر و مادر بچه ها با ناراحتی زمزمه کردند. معلوم بود که مرد پول کافی نداشت. حتماً فکر می کرد که به بچه های کوچکش چه جوابی بدهد؟ ناگهان پدرم دست در جیبش برد و یک اسکناس بیست دلاری بیرون آورد و روی زمین انداخت. بعد خم شد، پول را از زمین برداشت، به شانه مرد زد و گفت: «ببخشید آقا، این پول از جیب شما افتاد!» مرد که متوجه موضوع شده بود، همان طور که اشک از چشمانش سرازیر می شد، گفت: «متشکرم آقا.» پدر خانواده مرد شریفی بود ولی در آن لحظه برای اینکه پیش بچه ها شرمنده نشود، کمک پدرم را قبول کرد. بعد از این که بچه ها داخل سیرک شدند، من و پدرم از صف خارج شدیم و به طرف خانه حرکت کردیم. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 18:40 توسط محمدرضا
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 13:53 توسط محمدرضا
|
|
||
|
|
|
|
|
سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت !
سرها در گريبان ست کسي سر بر نيارد کرد پاسخ گفتن و ديدار ياران را نگه جز پيش پا را ديد و نتواند، که ره تاريک و لغزان است وگر دست محبت سوي کس يازي به اکراه آورد دست از بغل بيرون؛ که سرما سخت سوزان است نفس کز گرمگاه سينه مي آيد برون ابري شود تاريک چو ديوار ايستد در پيش چشمانت نفس کين است پس ديگر چه داري چشم ز چشم دوستان دور يا نزديک مسيحاي جوانمرد! من اي ترساي پير پيرهن چرکين! هوا بس نا جوانمردانه سرد است. دمت گرم و سرت خوش باد سلامم را تو پاسخ گو در بگشاي! منم من ميهمان هر شبت لولي وش مغموم منم من سنگ تيپا خورده ي رنجور منم دشنام پست آفرينش نغمه ناجور نه از رومم نه از زنگم همان بي رنگ بي رنگم بيا بگشاي در دلتنگم حريفان ميزبانان ميهمان سال و ماهت پشت در چون موج مي لرزند تگرگي نيست مرگي نيست صدائي گر شنيدي صحبت سرما و دندان است من امشب آمدستم وام بگزارم حسابت را کنار جام بگزارم چه مي گويي که بي گه شد سحر شد بامداد آمد؟ فريبت مي دهند بر آسمان اين سرخي بعد از سحرگه نيست حريفا!گوش سرما برده است اين يادگار سيلي سرد زمستان است و قنديل سپهر تنگ ميدان مرده يا زنده به تابوت ستبر ظلمت نه توي مرگ اندود پنهان است حريفا رو چراغ باده را بفروز شب با روز يکسان است سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت: هوا دلگير ، درها بسته ،سرها در گريبان، دستها پنهان نفسها ابر، دلها خسته و غمگين، درختها اسکلت هاي بلورآجين زمين دلمرده، سقف آسمان کوتاه، غبارآلوده ،مهر و ماه زمستان است |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 17:9 توسط محمدرضا
|
|
||
|
|
|
|
|
( 24 خرداد تا 4 تیر) درخت سیب ( عشق) فردی آرام، گاهی اوقات خجالتی، بسیار جذاب و دلربا با رفتاری مناسب و سنجیده، ماجراجو و بی باک، حساس و ... دوست دارید که دیگران را دوست داشته باشید و سایرین هم شما را دوست داشته باشند. با وفا، حساس و بسیار بخشنده و با استعداد. شما عاشق بچه ها هستید. ( 25 اردیبهشت تا 3 خرداد) ( 22 آبان تا 1 آذر) درخت ون ( بلند پروازی) فوق العاده جذاب، پرانرژی، خودجوش و پر مسئولیت هستید.انتقاد را دوست ندارید. جاه طلب، بلند پرواز، باهوش، مستعد و قابل اطمینان هستید. به پول اهیمت می دهید. خواستار توجه از سوی دیگران هستید و به پشتوانه و حمایت احساسی نیاز دارید. (22 آذر تا 1 دی) درخت راش ( خلاقیت) فردی با سلیقه،کسی که به ظاهر خودش اهمیت زیادی می دهد. یک برنامه ریز خوب برای زندگی و کار و مسائل اقتصادی، فردی که بدون لزوم بی گدار به آب نمی زند. منطقی و مونس و یاری بی نظیر در زندگی به شمار می روید. (26 تیر تا 4 مرداد) ( 25 دی تا 3 بهمن) درخت سرو ( اعتماد به نفس) فردی با توان و قدرت فوق العاده، کسی که می داند چطور خود را با شرایط مختلف در زندگی وفق بدهد.هدیای غیر منتظره را دوست دارد و از سلامتی بدنی برخوردار است. خجالتی نیست و اعتماد به نفس دارد. سخنرانی برجسته، فردی مصمم و با اراده، کمی عجول و بی طاقت و دوست دارد که دیگران را تحت تأثیر قرار بدهد. با استعداد، سخت کوش و اغلب خوش بین است و قادر است سریع تصمیم بگیرد. (15 تا 24 اردیبهشت) ( 12 تا 21 آبان) درخت شاه بلوط ( درستکاری) هیکل و اندامی خارق العاده، پرابهت، حس عدالت خواهی بالا، یک طراح و سیاستمدار است. به راحتی آزرده خاطر می شود. بسیار حساس، کوشا، گاهی اوقات برتر از دیگران عمل می کند و گاهی در ارتباطات خود با سایرین سوء تفاهم برایش بوجود می آید. خانواده مدار و از لحاظ فیزیکی روی فرم است. (14 تا 23 مرداد) ( 9 تا 18 بهمن) درخت سدر ( وفاداری) فردی قوی، عضلانی، انعطاف پذیر، کسی که آنچه زندگی به اجبار به او می دهد می پذیرد و اما لزوماً آن را دوست ندارد. سعی می کند ساده و خوش بین باشد.دوست دارد از نظر مالی مستقل عمل کند. مهربان و عاطفی، از تنهائی متنفر، با وفا و گاهی اوقات هم به زودی عصبانی می شود. با احتیاط، تحصیل علم و دانش و کمک به دیگران را دوست دارد. (16 تا 25 تیر) ( 12 تا 24 دی) درخت نارون ( بزرگواری) قیافه و ظاهری خوب دارد و در پوشیدن لباس خوش سلیقه است. تقاضا و خواسته های او در حد اعتدال است. کم ادعا است و اشتباهات را فراموش نمی کند. با نشاط و سرزنده است و دوست دارد راهنمایی بشود اما نه اینکه از دیگران اطاعت کند. شریکی درستکار و با وفا و دوست دارد برای سایرین تصمیم بگیرد. بزرگوار و نجیب، سخاوتمند و شوخ طبع و فردی کارآمد است. ( 14 تا 23 خرداد) ( 12 تا 21 آذر) درخت انجیر ( حساسیت) فردی مستقل، درستکار، با وفا که از ضد و نقیض گویی و بحث متنفر است. زندگی و دوستانش را دوست دارد. از بچه ها و حیوانات لذت میبرد. اجتماعی و شوخ طبع است و دوست دارد که بعد از ساعت های طولانی کار سخت استراحت کند و از استعداد هنری و هوش بالایی برخوردار است. (5 تیر تا 15 تیر) ( 2 تا 11 دی) درخت صنوبر ( رمز و راز) فوق العاده با سلیقه است و نمی تواند تنش و فشار عصبی را تحمل کند. زیبایی را دوست دارد. گاهی افسرده می شود. سرسخت و لجباز است و به همان نسبت که دوست دارد نزدیکان خود را حمایت و مراقبت کند با افراد غریبه هم به همان شکل رفتار میکند. نسبتاً کم ادعا، سخت کوش، با استعداد، فداکار، دور از خودپسندی و فردی که دوستان زیادی دارد و بسیار قابل اعتماد است. ( 24 شهریور تا 3 مهر) ( 22 تا 30 اسفند) درخت فندق ( خارق العادگی) جذاب و گیرا، شوخ طبع، بسیار فهمیده و فردی که می داند چطور روی دیگران تأثیر ماندگار داشته باشد. در امور اجتماعی، فعال، مردمی و اغلب اوقات دمدمی مزاج، درستکار، کمال گرا و در رعایت عدل و انصاف قاضی خوبی است. ( 13 تا 22 شهریور ) ( 11 تا 21 اسفند) درخت لیمو ترش ( شک و تردید) یا هوش و سخت کوش است و آنچه را زندگی به او می دهد می پذیرد. البته بعد از آنکه سعی می کند شرایط بد را به خوب تغییر بدهد. از فشارهای عصبی نفرت دارد. از مسافرت و تعطیلات کوتاه لذت میبرد. ممکن است خشن به نظر بیاید اما واقعاً روحی لطیف دارد. همیشه آماده جانفشانی برای افراد خانواده و دوستان است. بسیار بااستعداد است اما برای استفاده و بهره بردن از آنها باید زمان پیدا کند. خصلت رهبری بالایی دارد و فوق العاده وفادار است. ( 4 تا 13 خرداد) ( 2 تا 11 آذر) درخت ممرز ( خوش سلیقگی) زیباست و به اوضاع و احوال و ظاهر خود توجه دارد. خوش سلیقه و فداکار است وزندگی را تا جایی که ممکن باشد راحت می گیرد. زندگی را به سوی منطق و انضباط سوق می دهد. به دنبال مهربانی و تقدیر از دوستان است. تصمیم گیری برای او سخت است و فردی بسیار قابل اعتماد به شمار می رود. ( 11 تا 20 فروردین) ( 14 تا 23 مهر) درخت افرا ( استقلال فکری) فردی معمولی نیست و سرشار از تصور و خلاقیت و ابتکار، خجالتی و تودار، بلندپرواز و مغرور است. متکی به نفس، به دنبال تجارب جدید و گاهی عصبی است اما حافظه و ذهنی قوی دارد و به آسانی یاد می گیرد و همیشه می خواهد اثری خوب روی دیگران داشته باشد. ( 23 شهریور) درخت زیتون ( عقل) عاشق مهربانی و رأفت، منطقی و متعادل است و از خشونت دوری می کند. بردبار و شکیبا،با نشاط و سرزنده، آرام و عادل است و قلبی رئوف و مهربان دارد. از هرگونه بخل و حسادت دوری می کند. عاشق مطالعه است و از معاشرت با افراد آگاه و فرهیخته لذت می برد. (24 مرداد تا 2 شهریور) ( 19 تا 30 بهمن) درخت کاج ( صلح وآشتی) عاشق مصاحبت و شرکت در گفتگوهایی است که به توافق منجر بشود. باید در زندگی آرامش داشته باشد. عاشق کمک کردن به دیگران است و تخیلی پویا دارد. دوست دارد شعر بسازد و به مد علاقه ندارد. همیشه ملاحظه دیگران را می کند. با همه خیلی دوستانه رفتار می کند. احساسات لطیفی دارد و به عاطفه و اطمینان خاطر نیاز دارد. ( 1 تا 14 اردیبهشت) ( 5 تا 13 مرداد) ( 4 تا 8 بهمن) درخت سپیدار (تردید و عدم ثبات) جذاب به نظرمی آید. با استعداد است.اما اعتماد به نفس بالایی ندارد. در مواقع لزوم بسیار شجاع است و به مهربانی و جوی خوشایند نیاز دارد. بسیار مشکل پسند و غالباً تنها است و طبعی هنرمندانه دارد. هماهنگ کننده خوبی است و به فلسفه علاقمند است. در هر موقعیتی قابل اعتماد است و به طور جدی در امور مشارکت دارد. ( 1 تا 10 فروردین) ( 4 تا 13 مهر) درخت زبان گنجشک ( حساسیت) سرشار از جذابیت، با نشاط و سرزنده است و دوست دارد توجه دیگران را به خود جلب کند. عاشق زندگی، فعالیت و حتی پیچیدگی ها است. مستقل، خوش سلیقه، پراحساس،یار و هم صحبتی خوب است. کسی که تمایل به عفو و گذشت ندارد. (21 تا 31 فروردین) ( 24 مهر تا 11 آبان) درخت گردو ( اشتیاق و شور) نجیب و با دید وسیع نسبت به جهان، خودجوش و بلندپروازی او نامحدود است. فردی غیرقابل انعطاف، شریکی استثنائی اما بدقلق است. همیشه مورد علاقه نیست اما اغلب تمجید و تحسین می شود. مدیر و باهوش، بسیار پر حرارت اما گاهی اوقات مغرور است. ( 3 تا 12 شهریور) ( 1 تا 10 اسفند) درخت بید مجنون ( اندوه) فردی که دوست دارد از فشارهای روحی دور باشد. زندگی خانوادگی را دوست دارد و سرشار از امید و رؤیا است. جذاب،بسیارمهربان،عاشق زیبایی، با استعداد زیاد در موسیقی، عاشق سفر به نقاط غیرمعمول،خستگی ناپذیر، غیرقابل پیش بینی، درستکار و فردی که می تواند تحت تأثیر قرار بگیرد اما نه هنگامی که در تنگنا باشد. حس ششم خوبی دارد و عاشق خنداندن دیگران است. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 15:9 توسط محمدرضا
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام به همه دوستان
از همگی معذرت خواهی میکنم مخصوصا کسانی که مرا شرمنده کرده اند . |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 14:58 توسط محمدرضا
|
|
||